تبليغاتX
قبض روح

اگر میخواستی بی شبهه عمر نوح میکردی / تو عزراییل را با خنده قبض روح میکردی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  قلبم که شد از عشق شما زنده به گور

  می خواست تو راشادو مرا زنده به گور

  لطفا سر خاک عاشقانت بنویس:

  یا زنده به عشق باش یا زنده   به گور

+ تاريخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

 

  بانو به شرافتم به این سنگ لحد

  من معتقدم نه نسبتا صد در صد

  چشمان تو یا حقیقت فاتحه اند

  یا شا نزول قل هو  الله  احد

+ تاريخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

رفتی و شبی دوباره حالم بد شد

تصویر تو از پیش نگاهم رد شد

خط  ضربان  قلب  نا  ارامم

ارام به احترام تو ممتد شد

+ تاريخ جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

نظر.............................................................................................

...............................................................................................

.....................................................................................بده

جون مادرت

+ تاريخ جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

شیطان...

حاجی فیروز فرشتگان است

گیو ه هایش دست حضرت ادم جا مانده بود که به سراغ نوادگانش امد

بیچاره!!!...

+ تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

به اورانیم غنی شده ی مردمک چشمت که نگاه می کنم بلند تر فریاد می زنم :

                      "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"

+ تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

پنگوین به پرواز فکر میکرد و شنای پروانه می رفت
+ تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

پایم راجای پایت می گذاشتم در برف

تا اینکه

پایت برف جای پایم را فشرده تر کرد

شیطان مواظب باش عقب افتادی!!!!!!!!

+ تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

گفت:خوشحال چه کسی ست؟

گفتم:انکس که شب را به روشنایی ماه بگذراند نه در حسرت خورشید

گفت:خوشحالی چیست؟

گفتم:انگاه که در شب زیر نور ماه به طلوع خورشید فکرکنی

گفت:خوشحال کردن چگونه است؟

گفتم:انگاه که در شب پیدا کردن خورشید را رها کنی و به خورشید بودن بیندیشی 

+ تاريخ چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

یه شب خواب بدی دیدم سیاهی دور و اطرافم

دیدم بامیل موژگونت دارم ایینه می بافم

توهر رج حلقه های خاطرات گنگ تو در تو

دوتاتصویرزیر از من دو تا تصویر تو از رو

رو تار و پود ایینه یه طرح بکر دو در دو

یه تصویر ترک خورده یه نیمش من یه نیمش تو

همیشه فکر تخریب توم ارزوهامی

اگه حرفی برات مونده بگو محکوم اعدامی

رگام و حلقه کردم استخونام چوبه ی دارت

خدای نفرت و کینه برو شیطون نگهدارت

+ تاريخ چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

امسال جای تنگ و ماهی قرمز

سر سفره ها 

 دیگ و

سر سگی که می خواهند توش بجوشد

 

+ تاريخ یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

به تازگی فهمیده ام چرا دعاهایم قبول نمیشوند

چون تا دستانم را به سمت اسمان بلند می کنم خدا فکر میکند می خوا هم بگیرمش

+ تاريخ یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |

 ادامه دارد

مامان بانو حواست ه زمستون رگ به رگ می شه

صدای وق وق تحویله ساله سال سگ می شه...

+ تاريخ یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت توسط مهدی استخر |