پشت سر هم هیچ اتفاق تازه ای
نمی افتد
احساس می کنم بتهوون ِ دروغین من
بعد از سالها مردن و پوسیدن
نوایی جز درون ِ کرم خورد ه اش را
نمی نوازد
و من
زیر خروار ها خاک
با تار عنکبوت ِ پوسیده ی مزارم
تسبیح ساخته ام
و تا صبح قیامت که
بپرسم چرا با من!!!؟؟؟
ذکر خاطره ها را برای موریاته های یتیم
تمام خواهم کرد