وسایل کودکیت را نگاه خواهم داشت
نقاشی های کودکیت را نگاه خواهم داشت
چون می دانم
روزی به کودکیت نگاه خواهی کرد...
رگهای مرده مغز سرم را گرفته اند
تا رد قلب در به درم را گرفته اند
رفتار آسمان به قفس مو نمی زند
با این وجود بال و پرم را گرفته اند
از قارقار شوم کلاغان لاشه خوار
تا سنگ قبرها خبرم را گرفته اند
چوپان ساده ام که رفیقان گرگ خو
در نقش بره دور وبرم را گرفته اند
باشد ردیف و قافیه را می زنم به هم
ابیات تازه ایی نظرم را گرفته اند...